تبلیغات
موسسه پژوهش و نشر معارف دفاع مقدس شهرستان های کاشان و آران و بیدگل

موسسه پژوهش و نشر معارف دفاع مقدس شهرستان های کاشان و آران و بیدگل

ثبت ، ضبط و انتشار مستند ایثارگری ، دلاور مردان شهرستان آران و بیدگل

نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 08:19

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تبدیل تهدیدها به فرصت در سایه اعجاز خداوندی

 

تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری رسما پایان یافته و تا چند روز آینده شاهد نتایج نهایی انتخابات خواهیم بود . قطعا نتیجه انتخابات همان خواهد بود که خداوند بزگ برای ملت ایران مقدر کرده و میزان رای ملت در این تعیین خواهد بود و همه به آن گردن خواهیم نهاد چه این شود یا آن .

اما نکته مهم در این خصوص ، اشاره به سرنوشت افتخار آفرینی است که خداوند برای ملت ایران در سالیان گذشته رقم زده است و آن ، عنایت خاصه و ویژه به انقلاب اسلامی ایران است . این عنایت و لطف خداوندی به کرات و دفعات در طول سالیان بسیاری خود را به شکل های گوناگون و اعجازگونه نشان داده است .

قدم به قدم این انقلاب از شروع آن در 15 خرداد 1342 تا هم اکنون شاهد اعجازهای خداوندی فراوان ، برای رسیدن به نتایج مطلوب بوده ایم . در این مقال جای آوردن تمامی نمونه های اعجاز گونه خداوندی نمی باشد و فقط برای شاهد مثال یک نمونه از این دست کرامت های اعجازگونه خداوند برای انقلاب اسلامی ایران را آن هم به دلیل روشنگری در خصوص اوضاع حساس و سرنوشت ساز منطقه آورده می شود ، تا همگان به این انقلاب به عنوان یک ودیعه الهی و خواست خداوندی نگاه نمائیم .

از کرامات خداوندی برای این انقلاب ، تبدیل تهدیدها به فرصت برای نظام جمهوری اسلامی می باشد . خداوند عالم به برکت خون شهداء و وجود مردان با اخلاص و مومن واقعی در این انقلاب ، مقرر کرده تا تمامی تهدیدها و فتنه های دشمنان این نظام را به صورتی معکوس تبدیل به فرصتهایی برای پیشرفت و اوج گرفتن این نظام نماید .

شاهد مثال :

همگان مطلع هستیم که جبهه کفر جهانی (وهابیت – صهیونیست – امپریالیست) در پایان سال 1389 با ایجاد فتنه ای شوم در سرزمین شام ، در ظاهر قیامی مردمی ، ولی در باطن با انگیزه قطع بازوی خارجی جمهوری اسلامی دست به اقدامات زیادی زد . دشمن به این نتیجه رسیده بود که برای تضعیف و نابودی جریان مقاومت در سرزمینهای لبنان و فلسطین ، بایستی حکومت سوریه به عنوان متحد ایران و پل ارتباطی ایران با جریان مقاومت نابود شود . دشمن بعد از سالها فشار سیاسی اعم از تهدید و ترغیب نسبت به شخص بشار اسد ، نتوانسته بود او را از وفاداری به جبهه مقاومت بازدارد ، پس بایستی حکومتش ساقط می گردید تا از این رهگذر به نابودی حزب الله لبنان به واسطه قطع ارتباط فیزیکی با ایران می رسیدند .

فتنه ای بزرگ با حامیانی از قدرتمندترین و ثروتمندترین و خبیث ترین کشورهای جهان و منطقه شکل گرفت . در ظاهر قضایا همه چیز به نفع جبهه قدرتمند کفر جهانی بود . ایرانی با کمترین حضور و قدرت و نفوذ در کشور سوریه در یکطرف و قدرتهای منطقه ای و جهانی با پیاده نظامی گسترده و اجیر شده در داخل سوریه درطرفی دیگر . ظاهر امر نشان دهنده این بود که به زودی و با سرعت این جبهه کفر با مسلط شدن بر شرایط به پیروزی نهایی نائل خواهد آمد . اما آیا اینچنین شد ؟ آیا مشیت و حکمت خداوندی که بالاترین قدرت و دست است نیز بر ای پیروزی اراده نموده بود ؟ جواب در یک کلمه خیر می باشد . حکمت خداوندی در مسیری غیر از مسیر ظاهری اتفاقات بود و خارج از تحلیل های عقلانی بشری بود .

مجال آن نیست تا به تمامی شرح ماجراهای 5 ساله وقایع سوریه پرداخته شود و قدم به قدم شما را از سال 1390 تا پایان سال 1395 همراه اوضاع  و اتفاقاتی که به وقوع پیوست نمایم و تنها به عنوان اثبات ادعای اعجاز الهی خداوند که مقرر کرده تهدیدها را برای این نظام تبدیل به فرصت نماید ، این مطلب را عنوان نمایم  که به لطف خداوندی نه تنها در اثر این فتنه ، تنها حزب اللهی (حزب الله لبنان) که آنها از وجودش در هراس بودند ، نابود نشد (که صدبرابر قدرتمند گردید) ، چندین حزب الله قدرتمند دیگر که همگی لشکریان آقا امام زمان(عج) برای روزهای سرنوشت ساز در پیش رو هستند ، متولد گردیدند که به اختصار به آن اشاره می نمایم :

حزب الله فاطمیون افغانستان ، سازمانی که در ابتدا و در سال 1391 خودجوش و تنها با حضور 22 جوان مخلص فداکار افغانی که برای دفاع از حرم حضرت زینب سلام الله علیها به سوریه رفته بودند اکنون تبدیل به یک لشکر سازمان یافته شده اند . فاطمیونی که جریان تکفیری جهان و کارشناسان نظامی دنیای استکبار از شجاعت ، ایمان و جنگاوری فوق العاده آنها به حیرتی هراس گونه افتاده اند . 22 نفری که اکنون لشکرشان در نقطه نقطه سرزمین سوریه صاحب نقش و اعتبار می باشند . تل قرین در مجاورت سرزمینهای اشغالی ، محل شهادت فرمانده دلاورشان ابوحامد(علیرضا توسلی) ، اکنون در زیر پای این مردان بزرگ آخر زمانی به انتظار نبردهای بزرگتر و سرنوشت سازتری می باشد.

حزب الله حیدریون ، جمع بی شماری از نیروهای حشد الشعبی (بسیج) عراق که به واسطه حماقت جریان تکفیری منسجم ، متحد و یکپارچه شده و سیادت و فرماندهی ، رهبری بزرگوار انقلاب امام خامنه ای را به جان پذیرا شده اند . تصویب قانون رسمیت یافتن حشد الشعبی(بسیج) در عراق ، خود به تنهایی یک پیروزی بزرگ ، مانند پیروزی ایران در جنگ 8 ساله با رژیم بعثی عراق بود

حزب الله زینبیون پاکستان ، جوانان شیعه مخلص پاکستانی که از نقاط مختلف پاکستان با چه سختی ها و خطراتی برای خود و خانواده هایشان ، خود را برای نبرد با جبهه کفر جهانی به جبهه مقاومت می رسانند . دلیر مردانی که آوازه مقاومت و شجاعتشان در نبردهای سوریه زبانزده همگان است و اسطوره های وفاداری به نظام جمهوری اسلامی هستند .

حزب الله سوریون ، حزب اللهی تشکیل شده از اقوام و مذاهب مختلف ، اما همه در صفی واحد و تحت فرماندهی قلبی و روحی جمهوری اسلامی و متشکل از کرد و عرب ، مسیحی و مسلمان ، شیعه و سنی ، علوی و دروزی بومی ساکن خود سوریه و همچنین پناهندگان فلسطینی مقیم در سوریه . قوات الامام رضا – قوات الباقر – دفاع الوطنی و ...... نمونه ای از بسیج حزب الله سوریون می باشند .

و اما حزب الله حوثی های یمن ، که وصف  لیاقت ، وفاداری ، اخلاص و تعدادشان فراتر از بیان است . یمنی هایی که به استقامت در رسیدن به هدف شهره هستند . یمنی هایی که در سالهای قبل تنها یک علاقمند به جمهوری اسلامی در میانشان بود ، ولی حالا میلیون ها نفر خود را فدایی مرام و راه مقدس جمهوری اسلامی می دانند . چنان روح جمهوری اسلامی در آنها نفوذ کرده که به هیچ طریقی نتوانسته اند آنها را وادار به تسلیم نمایند . مردانی قدرتمند و وفادار ، آن هم در مهمترین و سوق الجیشی ترین نقطه دنیا یعنی تنگه باب المندب .

و اینگونه بود اعجاز خداوندی در قبال جمهوری اسلامی ایران که تهدید شوم و بنیان برانداز جبهه قدرتمند کفر جهانی را تبدیل به  فرصتی برای نفوذی هزار برابر با قدرتی روبه رشد برای جمهوری اسلامی در منطقه نمود .

ایمان بیاوریم به الهی بودن این انقلاب و قدرشناس الطاف خداوندی باشیم  و خود را برای روزهای سرنوشت ساز و امتحان بزرگ پیش رو آماده نمائیم .

 گلوی کفر جهانی در پنجه قدرتمند رزمندگان جبهه مقاومت اسلامی در سرزمین سوریه گرفتار آمده و نفسهای دشمن به شماره افتاده ، هوشیار باشیم

عباس جندقیان

28-2-1396 



نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 15:13

بسم الله الرحمن الرحیم

اولین شهید در اولین روز عملیات بیت المقدس - آزاد سازی شهر خرمشهر

شهید مهدی جندقیان

16-1-61

شهید مهدی جندقیان – تیپ 7 ولیعصر(عج) - من و محمد جندقیان و علیرضا کریمشاهی و محمد فتح قریب در اهواز در یکی از پادگان ها هستیم و به قدری نیرو اینجا است که خدا می داند . دو سه روز دیگر حمله است و فرمانده سپاه به ما گفته که شما را برای حمله که نزدیک است می بریم .

20-1-61

شهید ابوالفضل الماسی – تهران-پادگان افسریه-پادگان حمزه-گردان1-گروهان7

پدرم اگر یک وقت به تهران آمدی به پادگان نیا چون برادران پاسدار نمی گذارند با هم ملاقات کنیم و به ما گفته اند به پدر و مادرها بگوئید نیایند ....از کاشان که راه افتادیم اول به پادگان امام حسن علیه السلام رفتیم و روز بعد به پادگان افسریه آمدیم . ما یک ماه تا 25 روز آموزش داریم و بعد چند روز به بیدگل می آئیم ....وقتی به پادگان آمدم علی صباغیان را هم دیدم که به جبهه اعزام می شد ...هر روز ساعت 4 صبح به صبحگاه می پردازیم و بعد جای همه خالی صبحانه میل می کنیم و بعد ساعت 5/7 به سرکلاس اسلحه می رویم و بعد تا ظهر و تا شب که با نرمش تمام می شود .

10-2-1361

آغاز عملیات بیت المقدس

 

10-2-61

شهید مهدی جندقیان – تیپ 7 ولیعصر(عج)  - شهادت

11-2-61-شنبه

شهید ابوالفضل الماسی –روز شنبه است و ما را تا روز یکشنبه به جبهه اعزام می کنند .

17-2-61

شهید مصطفوی – تیپ 7 ولیعصر(عج) -  الان نورالدین برخوردار نزد ما به جبهه شلمچه آمد و خبر شهادت ابوالفضل الماسی را داد .

2-3-61

شهادت – احمد اقبالی نوش آبادی – علی محمد امینیان (مفقود – تیپ 7 ولی عصر علیه السلام ) – غلامعلی پشمی نوش آبادی – محمد جهان مهین – حسن تقوی شاد – حسین روحانی بیدگلی – مرتضی شیپوری آرانی – فضل الله شیرانی نوش آبادی – مرتضی حیدری زاده آرانی – اصغر حیدری مقدم (2-3 مجروح و 19-3 شهید ) – غلامحسین دستاران – ماشاالله رحمتی آرانی – محمد فتح قریب بیدگلی – علیرضا کریمشاهی بیدگلی – عباس نمدیان آرانی -

 

3-3-61

خرمشهر آزاد شد

5-3-61

شهید مصطفوی – به منصوربنی طباء – تیپ 7 ولیعصر(عج)  - اکنون در جبهه اهواز خرمشهر هستیم .. 3 روز است که از عملیات فتح جاده تدارکاتی خرمشهر برگشته ایم .... تا به حال ما در 2 عملیات بوده ایم یکی عملیات فتح جاده خرمشهر اهواز و دیگری فتح جاده تدارکاتی خرمشهر که محل ورود مهمات عراقی ها به خرمشهر بود . من با اصغر استادیان – سید علی خاتمی – ابوالفضل اصیلیان – احمد فتح قریب – رضاخانی و دادخواه هستم .




تهران - اردیبهشت 1361 - دیدار خانواده ها با رزمندگان اعزامی


 رزمندگان شهر در تیپ 7 ولی عصر(عج)


.

نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: جمعه 8 آبان 1394 23:57
درتقویم سال 1369 شمسی صفحه 8 فروردین مطابق با اولین روز ماه مبارک رمضان اینطور نوشته ام :
((روز شهادت 11 تن از پرسنل کادر و وظیفه ژاندارمری در درگیری با اشرار مسلح در حوزه نصرت آباد . یکی از این شهداء علیرضا ملکپوریان بود که در گروهان ژاندارمری نصرت آباد مشغول خدمت بود .))
اما توضیحات بیشتر برای این روز :
شب اول ماه مبارک رمضان در مقر تیپ الزهراء سلام الله علیها در نصرت آباد ، با دوستان تصمیم گرفتیم برای دهه اول ماه مبارک ، گشت ها و ماموریتهای خارج از حد ترخص را از برنامه خارج کنیم و با قصد 10 روزه نیت روزه نمائیم . با همین نیت سحری خوردیم و بعد از نماز خوابیدیم . در شهرها ایام ایام نوروز بود ولی اینجا در کویر نصرت آباد از این خبرها نبود . ساعت شاید حدود 9 یا 10 صبح بود که خبر آوردند از گروهان ژاندارمری نصرت آباد آمده اند درب مقر تیپ و کار تعجیلی و واجبی دارند . وقتی به درب مقر رسیدم و با افسر ژاندارمری مواجه شدم ، همان تعجیل و اضطراب را در چهره او دیدم . این خبر را آورده بود
 (( بین دوتا از برجک های نگهبانی جاده  بالاتر از تل سیاه ، اشرار راه را بسته اند و جلوی یک ماشین سیمرغ را که از زاهدان می آمده گرفته اند و راننده را با زن و بچه اش پیاده کرده  و ماشین را با خود به جاده های فرعی جنوب مسیر اصلی برده اند و ما بعد از اطلاع ، تعدادی از نیروهای ژاندارمری گروهان نصرت آباد را برای تعقیب آنها فرستاده ایم و حالا از شما هم درخواست همراهی برای تعقیب اشرار داریم .))
موضوع را با سردار شهید محمد جندقیان در میان گذاشتم و ایشان دستور تجهیز یک گروه برای حرکت را داد . چند خودرو به همراه نیروها سریع آماده شده و حرکت کردیم و من پیش خودم داشتم فکر می کردم چه قصد و نیت روزه ای شد برای امروز .
به محل راهبندان اشرار روی جاده آسفالته زاهدان بم رسیدیم . تعدادی از نیروهای ژاندارمری بودند و یک زن و بچه . نیروهای ژاندارمری گفتند راننده سیمرغ که همسر این خانم است به امید بازگرداندن خودرویش همراه با 11 تن از پرسنل ژاندارمری به تعقیب اشرار رفته  .
گروه اعزامی ما وارد جاده خاکی شدیم تا با رسیدن به گروه ژاندارمها ، وضعیت را بررسی کنیم . حدود 10 کیلومتر که جاده های خاکی و کوهستانی را  طی کردیم در فاصله حدود 1000 متری خود ، افرادی را دیدیم که در کنار تپه ای موضع گرفته اند و اثری از ماشین و نیروهای ژاندارمری نیست . ما به گمان اینکه اشرار و راهزنان برای کمین زدن سنگر گرفته اند سریع از خودروها پیاده شده و به دستور سردار شهید محمد جندقیان به دو گروه شدیم . یک گروه قرار شد با یک حرکت 180 درجه ای از پهلو خودش را به مواضع نزدیک کند و گروه دیگر از روبرو . حرکت به صورت پیاده و با استفاده از پوشش تپه ماهورها و بوته ها آغاز شد . ولی هر چه به مواضع نزدیکتر می شدیم ، هیچ حرکتی از افراد موضع گرفته نمی دیدیم و مقداری که جلوتر رفتیم خودرو نیروهای ژاندارمری را هم در سراشیب تپه دیدیم . حالا دیگر به این نتیجه رسیدیم که اینها اشرار نیستند و بلکه نیروهای ژاندارمری هستند که برای رسیدن نیروهای کمکی در اینجا موضع گرفته اند . به همین خاطر با سرعت بیشتر خودمان را به بالای تپه رساندیم و وقتی به بالای تپه رسیدیم با صحنه فراموش نشدنی مواجه شدیم .
بله نیروهای ژاندارمری بودند ولی موضع و سنگر نگرفته بودند  بلکه پیکرهای آنها بود که با فاصله یک متر از یگدیکر به روی زمین افتاده بود .
قرائن حکایت از این می کرد که هدف اشرار ، سرقت یک خودرو و بعد فرار نبوده . اشرار با ایجاد راهبندان و سرقت یک خودرو ، و با دانستن اینکه نیروهای انتظامی به دنبال آنها خواهند آمد ، در اولین کمینگاه ، موضع می گیرند و وقتی آنها وارد کمینگاه می شوند از فاصله 2 متری و از دوطرف با یک حجم بالای آتش سلاحهای کلاشینکوف و آرپی جی ماشین نیروها را مورد هدف قرار می دهند . حمله به قدری سریع و پرآتش بوده که نیروها فرصت هیچ عکس العملی پیدا نمی کنند و تعدادی در عقب وانت و بقیه در چند متری اطراف خودرو به شهادت می رسند .
من با دیدن پیکر شهدای نیروهای ژاندارمری پاسگاه نصرت آباد ، فورا به یاد علیرضا ملکپوریان که سرباز همین پاسگاه بود افتادم ، ولی چون می دانستم مدت زیادی است به مرخصی نرفته ، مثلا بالای 2 ماه ، پیش خودم گفتم ملکپوریان احتمالا در مرخصی است ، و بلافاصله به یکی از نیروهای ژاندارمری که با ما آمده بود گفتم ملکپوریان در مرخصی است و منتظر جواب بله او بودم که با دست پیکر یکی از شهداء را نشان داد که او ملکپوریان است .
با علیرضا دوست بودیم و فامیل و همین چندماه پیش بود که به صورت اتفاقی او را در یکی از برجکهای پائین گردنه نصرت آباد دیده بودم و تقاضا کرده بود فرمانده گروهان نصرت آباد را ببینم تا او به مرکز گروهان منتقل شود و او منتقل شده بود به مرکز گروهان .
بالای پیکرش که از صورت به روی زمین افتاده بود رفتم و هنوز نمی خواستم باور کنم علیرضاست . او را برگرداندم و خاکهای صورتش را پاک کردم . بله علیرضا بود . همان پسر محجوب و با ادب و شجاع . بالای پیکر علیرضا که نشسته و در فکر بودم ، یکی از همکارانش آمد جلو و گفت ، صبح که خبر آمد و می خواستیم حرکت کنیم ، علیرضا داوطلبانه آمد جلو و گفت من هم می آیم . علیرضا دیپلمه و با سواد بود و در گروهان کار دفتری و ستادی داشت . به او گفتیم تو مجبور نیستی بیائی و کار تو چیز دیگری است ولی او اصرار کرد برای آمدن و وقتی فرمانده گروهان اصرار و سماجت او را دید قبول کرد و علیرضا با خوشحالی و سریع رفت خودش را مجهز کرد و با بقیه حرکت کردند .
نگاهم به پیکر یکی از شهداء افتاد که لباسی شخصی به تن داشت . پرسیدم چرا لباس شخصی . جواب دادند این راننده و صاحب خوردو سیمرغ است که به دنبال نیروها برای پیدا کردن ماشینش آمده .
وای خدای من این دیگر چه مصیبتی است . همسر این مرد الان روی جاده آسفالت در محل راهزنی منتظر شوهرش است تا با ماشین خودش برگردد. حالا چه کسی جرات خواهد کرد این خبر را به او بدهد و واکنش او در قبال این خبر بهت آور و دردناک چه خواهد بود ؟
بله و این شد قصد روزه ما در این روز و روزهای بعدی . چون روزهای بعد از این واقعه  به دنبال کسب اطلاعات از عامل این جنایت بودیم و پس از شناسائی این گروه ، چندروزی هم درگیر عملیات بر روی این گروه در ارتفاعات دوردست ملوسان .
سرکرده این گروه جنایتکار محمد ناروئی پسر سردار ملکشاه خان ناروئی ، خان بزرگ طایفه ناروئی ها در زمان رضا خان بود .

گرامی باد یاد و خاطره تمامی شهدای مرزبان و حافظان امنیت ، خصوصا جوان رشید و دلاور شهرمان شهید علیرضا ملکپوریان و همچین ابوی تازه مرحومش حاج امرالله ملکپوریان .



http://s6.picofile.com/file/8219918042/%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%86.jpg
نقشه مسیر زاهدان - نصرت آباد و محل راهبندان و اجرای کمین ضدانقلاب

http://s6.picofile.com/file/8219902126/%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%861.jpg
علیرضا باهمکلاسی ها و بچه محلها کنار دیوار مسجد محقق- نشسته سمت چپ هم شهید بزرگوار علی ستاری است

http://s6.picofile.com/file/8219902134/%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%862.jpg
علیرضا در دوران دبیرستان با دوستان

http://s3.picofile.com/file/8219902176/%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%863.jpg

http://s3.picofile.com/file/8219902226/%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%864.jpg
علیرضا برای دیدن دوستان به مقر تیپ آمده و در کنار ابوالفضل جمالی
نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: سه شنبه 20 مرداد 1394 09:16
ضمن عرض تسلیت شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام ، به اطلاع می رسد مراسم تشیع جنازه شهید بزرگوار منوچهر خراط امروز سه شنبه 20-5-1394 از محل ستاد نماز جمعه شهر آران و بیدگل به طرف گلزار شهدای امامزاده محمدهلال تشیع می گردد 


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: سه شنبه 13 مرداد 1394 18:29
خداوند این سعادت را نصیب  بعضی از مناطق کشور کرده تا نسیم خدائی کاروان شهدای بزرگوار در خیابانهایشان وزیدن گیرد  تا هرکس به قدر درک و معرفت و منزلتش روحش را در خنکای این نسیم قرار دهد .
 خوشبختانه یکی از این شهرها شهر ماست .
 فردا عصر (چهارشنبه 13-5-1394)  از میدان بسیج بیدگل تا زیارت امامزاده محمدهلال آران مراسم استقبال و وداع از این کاروان صورت خواهد گرفت . از میان  شهدای بزرگوار این کاروان ، شهید بزرگوار منوچهر خراط از شهدای مفقود آران می باشد که در گلزار شهدای زیارت محمد هلال از این کاروان جدا خواهد گردید .


http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/139206111434212411087593.jpg


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: پنجشنبه 7 خرداد 1394 12:12
سال 1363 - لشکر 14 حضرت امام حسین علیه السلام - جاده اهواز - آبادان - شهرک دارخوئین - عکس از آلبوم شهید عزیز حسینعلی فخری

http://s6.picofile.com/file/8190749300/63_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DA%A9_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A6%DB%8C%D9%86.jpg
از راست شهیدان محمد مرکوبی - حسینعلی فخری - ناصر شاهمیرزائی - جواد عنایتی
نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: سه شنبه 19 اسفند 1393 23:18
همین که مورد اعتماد و وثوق حاج حسین خرازی بود ، کافی بود تا کلی کلاس بگذارد و خودش را بگیرد ، مسئولیت بگیرد و فرماندهی کند . اما شیخ جواد خاکی تر و صادقتر از این حرفها بود . بسیجی ها عاشقش بودند . نرم بود و محکم . خندان بود و جدی . شوخی می کرد و جدی کار می کرد . خلاصه جمع کرده بود در خودش همه صفاتی را که در نگاه اول در تضاد با هم بود . عاشقانه خدمت کرد و عاشقانه به شهادت رسید .

ریاست ها و میز و صندلی های جبهه همینطوری بود که در زیر می بینید . اگر غیر از این بود شاید دل کندن از آن دشوار بود و شهادت بی شهادت

http://s6.picofile.com/file/8176178426/ghasempor_javad.jpg
نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: سه شنبه 13 آبان 1393 13:37
http://s5.picofile.com/file/8149541792/hamzei_small.jpg

برای سایز بزرگتر روی تصویر کلیک کنید
نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: دوشنبه 12 آبان 1393 10:39
http://s5.picofile.com/file/8149363026/halaj_small.jpg

برای سایز بزرگتر روی تصویر کلیک کنید


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: یکشنبه 11 آبان 1393 11:50
http://s5.picofile.com/file/8149200226/pasbanian_small.jpg

برای سایز بزرگتر روی تصویر کلیک کنید


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: شنبه 10 آبان 1393 10:47
http://s5.picofile.com/file/8149007784/aftadekan_small.jpg

برای سایز بزرگتر روی تصویر کلیک کنید


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: جمعه 9 آبان 1393 11:59
http://s5.picofile.com/file/8148825584/ebrahimi_small.jpg

برای سایز بزرگ روی تصویر کلیک کنید


نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: دوشنبه 31 شهریور 1393 14:04
اولین یادواره فرماندهان شهید شهرستان آران و بیدگل
به همراه
یادواره اولین سالگرد خاکسپاری معلم و فرمانده شهید ناصر شاهمیرزائی

پنج شنبه 3-7-1393
بعد از نمار مفرب و عشا
در محل نماز جمعه





http://bayanbox.ir/id/5490209850167667146?view

برای دریافت پوستر در سایز و کیفیت بالاتر روی عکس کلیک کتید
موضوع: مراسم،

نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: پنجشنبه 20 شهریور 1393 15:47
در نیمه اول سال 60 و تا قبل از عملیات طریق القدس در جبهه های جنوب ، اکثر اعزام های رزمندگان منطقه کاشان و آران و بیدگل به جبهه های غرب خصوصا محدوده استان کرمانشاهان یعنی جبهه های سرپل ذهاب و گیلانغرب بود . البته در نیمه دوم سال 1360 هم اعزام به مناطق غرب وجود داشته ولی با حجمی بسیار کمتر نسبت به اعزام های جبهه  جنوب .
در شانزدهم تیرماه 1360 که مصادف با چهارم ماه مبارک رمضان بود ، حدود 60 نفر از رزمندگان کاشان و آران و بیدگل با سرپرستی و فرماندهی سردارشهید  نجات الله افروز به جبهه های غرب اعزام می شوند .


http://s5.picofile.com/file/8140086284/bazi_deraz_razmandekan.jpg

بسیج آران و بیدگل - 16-4-1360 -  شهید رجبعلی حمزه ای در وسط برای مشایعت شهید امیرعباس منعمی در چپ و جانباز خیرالله ایمانیان در راست آمده است

http://s5.picofile.com/file/8140086268/bazi_deraz_razmandekan_1_.jpg
بسیج آران و بیدگل - 16-4-1360


http://s5.picofile.com/file/8140085700/bazi_deraz_razmandekan_2_.jpg
16-4-1360-نیروهای اعزامی سوار بر مینی بوس


http://s5.picofile.com/file/8140085718/bazi_deraz_razmandekan_3_.jpg
کاشان - تجمع نیروهای اعزامی و گوش دادن به نکات و توجیهات مسئولین اعزام

http://s5.picofile.com/file/8140085826/bazi_deraz_razmandekan_9_.JPG
تیرماه 1360 - سردار شهید نجات الله افروز و ساختمانهای پادگان ابوذر

بچه های آران و بیدگلی این اعزام غالبا و شاید همه از دانش آموزان دبیرستان شهیدان عبداللهی بودند که از  تعطیلات بعد از امتحانات خردادماه آن سال استفاده کرده و خود را به جبهه رسانده بودند . حتی آقای واثقی مدیر دبیرستان هم در این اعزام همراه نیروها بود .


http://s5.picofile.com/file/8140085792/bazi_deraz_razmandekan_7_.jpg
تجمعی از رزمندگان آران و بیدگل در پادگان ابوذر

نیروهای اعزامی وقتی به منطقه و پادگان ابوذر می رسند ، فرماندهان منطقه اعلام می کنند جبهه های سرپل ذهاب احتیاج به نیروهای بی سیم چی دارد و چون شما تحصیلکرده هستید ، مناسب برای این کار می باشید و بعد از یکدوره آموزشی چندروزه بی سیم و مخابرات به خط مقدم نبرد می روید .


http://s5.picofile.com/file/8140085742/bazi_deraz_razmandekan_4_.jpg
تیرماه 1360 - پادگان ابوذر - نیروهای اعزامی مسلح و مجهز شده - آماده اعزام به خطوط نبرد

بعد از آموزش کوتاه آشنائی با بی سیم و ارسال و دریافت پیام ، تعدادی از نیروهای اعزامی به جبهه دشت ذهاب و تعدادی دیگر به ارتفاعات بازی دراز به عنوان بی سیم چی اعزام می شوند که هر دوی این جبهه ها مربوط به منطقه سرپل ذهاب بوده  و هر کدام از نفرات به عنوان بی سیم چی یک سنگر معرفی می شوند .


http://s5.picofile.com/file/8140085768/bazi_deraz_razmandekan_5_.jpg
شهید احمد خرمی در چپ و شهید احمد گل آرائی در راست تصویر - سنگرهای بازی دراز


http://s5.picofile.com/file/8140085776/bazi_deraz_razmandekan_6_.jpg
برادر رزمنده علیمحمد قاسمپور در راست و برادر جانباز خیرالله ایمانیان در چپ - یکی از سنگرهای دشت ذهاب


ارتفاعات بازی دراز ، ارتفاعاتی مشرف به شهر و دشت سرپل ذهاب و همچنین جاده گیلانغرب - سرپل ذهاب و جاده سرپل ذهاب - قصرشیرین می باشد . دشمن بعثی با شروع تهاجم و عبور از شهر قصر شیرین ، قصد تصرف شهر سرپل ذهاب و سپس ادامه هجوم تا شهر کرمانشاه را داشت . اما با نزدیک شدن به دروازه های شهر سرپل ذهاب و مقاومت رزمندگان مجبور به عقب نشینی به طرف ارتفاعات مسلط به این منطقه از جمله بازی دراز گردید و در همانجا متوقف گردید .
به دلیل اهمیت ارتفاعات بازی دراز ، رزمندگان درصدد برآمدند تا به هر ترتیب شده ، این ارتفاعات را از دست دشمن خارج کنند . به همین دلیل ابتدا در یکم اردیبهشت ماه 1360 تا نهم اردیبهشت نبرد سختی را بر روی ارتفاعات آغاز کردند که توانستند نیمی از ارتفاعات را آزاد کرده و بر فراز آن مستقر شوند  . برای بار دوم و به جهت آزادسازی مابقی ارتفاعات بازی دراز در یازدهم شهریورماه 1360 عملیاتی را با نام شهید رجائی و باهنر آغاز کردند که تا شانزدهم همان ماه ادامه داشت . در این چند روز عملیات ، قلل هدف چندین بار بین رزمندگان و دشمن دست به دست شد ولی نهایتا به دلیل اهمیت این قلل برای دشمن و فشار و آتش زیاد آنها ، رزمندگان نتوانستند این اهداف را تثبیت کنند و به همان نیمه جنوبی ارتفاعات بازی دراز اکتفا کردند .


http://s5.picofile.com/file/8139276092/bazi_deraz_small1.jpg


http://s5.picofile.com/file/8139276518/bazi_deraz_small2.jpg
نمایش وضعیت ارتفاعات بازی دراز در سال 1360

برای دریافت تصویر در سایز بالاتر روی آن کلیک کنید

نیروهای بی سیم چی همشهری  که به ارتفاعات بازی دراز اعزام شده بودند به هنگام عملیات شهید رجائی و باهنر در عملیات مشارکت داشتند .
در تاریخ 24 - 5 -60 و چند روز قبل از آغاز عملیات برادر رزمنده قاسم اخباری که از رزمندگان نوش آبادی  و بی سیم چی یکی از سنگرها بود متوجه قطع ارتباط تلفن های باسیم و یا همان تلفنهای معروف به قورباغه ای می شود و این به دلیل قطع شدن سیم این تلفن بوده است . برادر اخباری تصمیم می گیرد برای وصل کردن سیم از سنگر خارج شود ولی همسنگر و همکار ایشان به دلیل آتش دشمن از این کار ممانعت کند ولی شهید اخباری با گوشزد کردن اهمیت ارتباط سنگرها با یگدیکر و اینکه هر چه زودتر این ارتباط برقرار شود ، به همراه همان برادر از سنگر خارج می شوند . در مقابل دید دشمن آنها مجبور بودند ابتدا با جستجوی زیاد اول محل پارگی سیم را پیدا کنند تا  بتوانند سیم ها را به هم وصل کنند و همین مقدار زمان کافی بود تا دشمن آنها را دیده و شناسائی کند و به روی آنها با خمپاره اجرای آتش کند . در این آتشباری سنگین برادر بزرگوار قاسم اخباری و همرزمش به درجه رفیع شهادت نائل می آیند .
چند روز بعد از اتمام عملیات شهید رجائی و باهنر یعنی در تاریخ 21-6-60  ، احمد گل آرائی و محمد داروغه که در سنگرهای دورتر و در شیارهای دیگر ارتفاع بازی دراز بوده اند برای دیدن بچه های همشهری به محل سنگرهای دوستان حرکت می کنند و وقتی همشهری ها از آمدن آنها مطلع می شوند ، برای ملاقات با آنها از سنگر بیرون می آیند . بچه ها دور هم جمع شده و در حال خوش و بش و احوالپرسی هستند که ناگهان گلوله توپی در کنار آنها منفجر می شود . همه جا را دود و گردوغبار فرا می گیرد . بعد از لحظاتی که دود و غبار فروکش می کند آنها که سالم مانده اند با صحنه عجیب و دلهره آور متلاشی شدن پیکر دوستان خود مواجه می شوند که تا چند ثانیه قبل در حال حرف زدن و خندیدن بودند . در این واقعه 5 تن از بچه های آران برادران نجات الله افروز - احمد گل آرائی - احمد حقیقی - محمد داروغه و عباس فخرائیان و همچنین دو نفر از رزمندگان کاشانی به نام اصغر فرخ پی و رضا عمو اوبائی به شهادت می رسند و تعدادی نیز به شدت مجروح می گردند .
شدت حادثه و متلاشی شدن پیکر شهدا به حدی بوده که بسیاری از بچه ها دچار شوک شده و  در آن لحظه نمی توانسته اند هیچ کاری حتی کار جمع آوری پیکرها را انجام دهند . در این میان از رشادت و ایثار علی غیرتی یاد می کنند که با تهور فراوان و با اینکه جوانی بیش نبوده سریع اقدام به کول کردن و حمل مجروحین و همچنین جمع آوری پیکر متلاشی شده شهدا می نماید و همین عمل موجب تحرک مابقی دوستان می شود. برادر علی غیرتی چندین ماه بعد و در ماموریتی دیگر و در جبهه ای کمی پائین تر در منطقه گیلانغرب به همراه برادر رجبعلی حمزه ای و طی عملیات مطلع الفجر به جمع یاران شهیدشان می پیوندند .

یاد ، نام و راهشان گرامی باد

علاقمندان برای مطالعه خاطراتی با جزئیات بیشتر از  ماموریت سال 1360 منطقه سرپل ذهاب رزمندگان آران و بیدگلی می توانند به کتاب پیچک نجات نوشته برادر بزرگوار سرهنگ بازنشسته علیمحمد قاسمپور مراجعه نمایند .


http://s5.picofile.com/file/8140017826/bazi_deraz_a_small.jpg
برای دریافت پوستر در سایز بالاتر روی آن کلیک کنید

نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: دوشنبه 19 خرداد 1393 21:13





حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در آستانه برگزاری همایش تجلیل از مادران شهدای گمنام با عنوان «مادران چشم به راه»، خطاب به این مادران شهدا پیامی صادر کردند.








بسمه تعالی
سلام و درود خدای توانا و مهربان بر دلهای صبور و پرظرفیت مادرانی که پس از هجرت جگر گوشه‌گان دلبندشان به نشانه‌ئی از پیکر پاک آنان دل بستند و به آن نیز دست نیافتند؛ و با این همه، با شکیبائی و صبوری خود نقشی بی نظیر و استثنائی از خود بر جای نهادند. پاداش این صبر بزرگ، روشنی چشم آنان به مژده‌ی رحمت الهی خواهد بود ان‌شاءالله.
۹۳/۰۳/۱۷

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26656/C/13930319_0126656.jpg


تعداد کل صفحات : 9 1 2 3 4 5 6 7 ...
جستجو در وبلاگ
درباره من
ایثارگران عزیز با ارائه مستندات خود شامل عکس ، نامه ، کارت و پلاک ، دفترچه خاطرات و فیلم به گروه پژوهشی معارف انقلاب اسلامی شهرستان های کاشان و آران و بیدگل ، به تدوین تاریخ پرافتخار ایثارگری این منطقه یاری رسانید . ما کلیه مستندات شما را به صورت امانت تحویل گرفته و پس از اسکن و انتقال به رایانه به شما برگردانده و یک سی دی از همان آثار را به عنوان هدیه تقدیم شما می کنیم . تلفن ثابت 54731983 031 منتظر پیشنهادات و درخواست ارائه مستندات شماست .
موضوعات
لینک های مفید
فروشگاه مجله و کتاب الکترونیکی کیوسک 724
گالری والپیپر و عکس پس زمینه والپیپرهای ایرانی
قالب های حرفه ای وبلاگ
مجله تفریحی سرگرمی جزیره نشین
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


امروز كشور عزیز ما از لحاظ پیشرفت با بیست و بیست‌وپنج سال قبل قابل مقایسه نیست