تبلیغات
گروه پژوهشی جبهه مقاومت اسلامی شهرستان های کاشان و آران و بیدگل - اولین روز ماه مبارک رمضان سال 1369 شمسی

گروه پژوهشی جبهه مقاومت اسلامی شهرستان های کاشان و آران و بیدگل

تهیه - ثبت - ضبط و انتشار اسناد انقلابی و جهادی

نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: شنبه 9 آبان 1394 00:57
درتقویم سال 1369 شمسی صفحه 8 فروردین مطابق با اولین روز ماه مبارک رمضان اینطور نوشته ام :
((روز شهادت 11 تن از پرسنل کادر و وظیفه ژاندارمری در درگیری با اشرار مسلح در حوزه نصرت آباد . یکی از این شهداء علیرضا ملکپوریان بود که در گروهان ژاندارمری نصرت آباد مشغول خدمت بود .))
اما توضیحات بیشتر برای این روز :
شب اول ماه مبارک رمضان در مقر تیپ الزهراء سلام الله علیها در نصرت آباد ، با دوستان تصمیم گرفتیم برای دهه اول ماه مبارک ، گشت ها و ماموریتهای خارج از حد ترخص را از برنامه خارج کنیم و با قصد 10 روزه نیت روزه نمائیم . با همین نیت سحری خوردیم و بعد از نماز خوابیدیم . در شهرها ایام ایام نوروز بود ولی اینجا در کویر نصرت آباد از این خبرها نبود . ساعت شاید حدود 9 یا 10 صبح بود که خبر آوردند از گروهان ژاندارمری نصرت آباد آمده اند درب مقر تیپ و کار تعجیلی و واجبی دارند . وقتی به درب مقر رسیدم و با افسر ژاندارمری مواجه شدم ، همان تعجیل و اضطراب را در چهره او دیدم . این خبر را آورده بود
 (( بین دوتا از برجک های نگهبانی جاده  بالاتر از تل سیاه ، اشرار راه را بسته اند و جلوی یک ماشین سیمرغ را که از زاهدان می آمده گرفته اند و راننده را با زن و بچه اش پیاده کرده  و ماشین را با خود به جاده های فرعی جنوب مسیر اصلی برده اند و ما بعد از اطلاع ، تعدادی از نیروهای ژاندارمری گروهان نصرت آباد را برای تعقیب آنها فرستاده ایم و حالا از شما هم درخواست همراهی برای تعقیب اشرار داریم .))
موضوع را با سردار شهید محمد جندقیان در میان گذاشتم و ایشان دستور تجهیز یک گروه برای حرکت را داد . چند خودرو به همراه نیروها سریع آماده شده و حرکت کردیم و من پیش خودم داشتم فکر می کردم چه قصد و نیت روزه ای شد برای امروز .
به محل راهبندان اشرار روی جاده آسفالته زاهدان بم رسیدیم . تعدادی از نیروهای ژاندارمری بودند و یک زن و بچه . نیروهای ژاندارمری گفتند راننده سیمرغ که همسر این خانم است به امید بازگرداندن خودرویش همراه با 11 تن از پرسنل ژاندارمری به تعقیب اشرار رفته  .
گروه اعزامی ما وارد جاده خاکی شدیم تا با رسیدن به گروه ژاندارمها ، وضعیت را بررسی کنیم . حدود 10 کیلومتر که جاده های خاکی و کوهستانی را  طی کردیم در فاصله حدود 1000 متری خود ، افرادی را دیدیم که در کنار تپه ای موضع گرفته اند و اثری از ماشین و نیروهای ژاندارمری نیست . ما به گمان اینکه اشرار و راهزنان برای کمین زدن سنگر گرفته اند سریع از خودروها پیاده شده و به دستور سردار شهید محمد جندقیان به دو گروه شدیم . یک گروه قرار شد با یک حرکت 180 درجه ای از پهلو خودش را به مواضع نزدیک کند و گروه دیگر از روبرو . حرکت به صورت پیاده و با استفاده از پوشش تپه ماهورها و بوته ها آغاز شد . ولی هر چه به مواضع نزدیکتر می شدیم ، هیچ حرکتی از افراد موضع گرفته نمی دیدیم و مقداری که جلوتر رفتیم خودرو نیروهای ژاندارمری را هم در سراشیب تپه دیدیم . حالا دیگر به این نتیجه رسیدیم که اینها اشرار نیستند و بلکه نیروهای ژاندارمری هستند که برای رسیدن نیروهای کمکی در اینجا موضع گرفته اند . به همین خاطر با سرعت بیشتر خودمان را به بالای تپه رساندیم و وقتی به بالای تپه رسیدیم با صحنه فراموش نشدنی مواجه شدیم .
بله نیروهای ژاندارمری بودند ولی موضع و سنگر نگرفته بودند  بلکه پیکرهای آنها بود که با فاصله یک متر از یگدیکر به روی زمین افتاده بود .
قرائن حکایت از این می کرد که هدف اشرار ، سرقت یک خودرو و بعد فرار نبوده . اشرار با ایجاد راهبندان و سرقت یک خودرو ، و با دانستن اینکه نیروهای انتظامی به دنبال آنها خواهند آمد ، در اولین کمینگاه ، موضع می گیرند و وقتی آنها وارد کمینگاه می شوند از فاصله 2 متری و از دوطرف با یک حجم بالای آتش سلاحهای کلاشینکوف و آرپی جی ماشین نیروها را مورد هدف قرار می دهند . حمله به قدری سریع و پرآتش بوده که نیروها فرصت هیچ عکس العملی پیدا نمی کنند و تعدادی در عقب وانت و بقیه در چند متری اطراف خودرو به شهادت می رسند .
من با دیدن پیکر شهدای نیروهای ژاندارمری پاسگاه نصرت آباد ، فورا به یاد علیرضا ملکپوریان که سرباز همین پاسگاه بود افتادم ، ولی چون می دانستم مدت زیادی است به مرخصی نرفته ، مثلا بالای 2 ماه ، پیش خودم گفتم ملکپوریان احتمالا در مرخصی است ، و بلافاصله به یکی از نیروهای ژاندارمری که با ما آمده بود گفتم ملکپوریان در مرخصی است و منتظر جواب بله او بودم که با دست پیکر یکی از شهداء را نشان داد که او ملکپوریان است .
با علیرضا دوست بودیم و فامیل و همین چندماه پیش بود که به صورت اتفاقی او را در یکی از برجکهای پائین گردنه نصرت آباد دیده بودم و تقاضا کرده بود فرمانده گروهان نصرت آباد را ببینم تا او به مرکز گروهان منتقل شود و او منتقل شده بود به مرکز گروهان .
بالای پیکرش که از صورت به روی زمین افتاده بود رفتم و هنوز نمی خواستم باور کنم علیرضاست . او را برگرداندم و خاکهای صورتش را پاک کردم . بله علیرضا بود . همان پسر محجوب و با ادب و شجاع . بالای پیکر علیرضا که نشسته و در فکر بودم ، یکی از همکارانش آمد جلو و گفت ، صبح که خبر آمد و می خواستیم حرکت کنیم ، علیرضا داوطلبانه آمد جلو و گفت من هم می آیم . علیرضا دیپلمه و با سواد بود و در گروهان کار دفتری و ستادی داشت . به او گفتیم تو مجبور نیستی بیائی و کار تو چیز دیگری است ولی او اصرار کرد برای آمدن و وقتی فرمانده گروهان اصرار و سماجت او را دید قبول کرد و علیرضا با خوشحالی و سریع رفت خودش را مجهز کرد و با بقیه حرکت کردند .
نگاهم به پیکر یکی از شهداء افتاد که لباسی شخصی به تن داشت . پرسیدم چرا لباس شخصی . جواب دادند این راننده و صاحب خوردو سیمرغ است که به دنبال نیروها برای پیدا کردن ماشینش آمده .
وای خدای من این دیگر چه مصیبتی است . همسر این مرد الان روی جاده آسفالت در محل راهزنی منتظر شوهرش است تا با ماشین خودش برگردد. حالا چه کسی جرات خواهد کرد این خبر را به او بدهد و واکنش او در قبال این خبر بهت آور و دردناک چه خواهد بود ؟
بله و این شد قصد روزه ما در این روز و روزهای بعدی . چون روزهای بعد از این واقعه  به دنبال کسب اطلاعات از عامل این جنایت بودیم و پس از شناسائی این گروه ، چندروزی هم درگیر عملیات بر روی این گروه در ارتفاعات دوردست ملوسان .
سرکرده این گروه جنایتکار محمد ناروئی پسر سردار ملکشاه خان ناروئی ، خان بزرگ طایفه ناروئی ها در زمان رضا خان بود .

گرامی باد یاد و خاطره تمامی شهدای مرزبان و حافظان امنیت ، خصوصا جوان رشید و دلاور شهرمان شهید علیرضا ملکپوریان و همچین ابوی تازه مرحومش حاج امرالله ملکپوریان .



http://s6.picofile.com/file/8219918042/%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%86.jpg
نقشه مسیر زاهدان - نصرت آباد و محل راهبندان و اجرای کمین ضدانقلاب

http://s6.picofile.com/file/8219902126/%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%861.jpg
علیرضا باهمکلاسی ها و بچه محلها کنار دیوار مسجد محقق- نشسته سمت چپ هم شهید بزرگوار علی ستاری است

http://s6.picofile.com/file/8219902134/%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%862.jpg
علیرضا در دوران دبیرستان با دوستان

http://s3.picofile.com/file/8219902176/%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%863.jpg

http://s3.picofile.com/file/8219902226/%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%864.jpg
علیرضا برای دیدن دوستان به مقر تیپ آمده و در کنار ابوالفضل جمالی
جستجو در وبلاگ
درباره من
جبهه مقاومت اسلامی ، تشکلی میلیونی و جهانی است که از زمان قیام امام خمینی در 15 خرداد 1342 تشکیل و تا حال حاضر به رهبری و سیادت امام سید علی بن الجواد خامنه ای ادامه دارد . وظیفه خود می دانیم آنچه که مربوط به این مجموعه است ، در ترویج و انتشارش بکوشیم .
در تلفن همراه 09138746483 - تلفن ثابت 54731983 031 - آدرس تلگرام https://t.me/gpjme منتظر پیشنهادات و ارائه مستندات شما می باشیم .
موضوعات
لینک های مفید
فروشگاه مجله و کتاب الکترونیکی کیوسک 724
گالری والپیپر و عکس پس زمینه والپیپرهای ایرانی
قالب های حرفه ای وبلاگ
مجله تفریحی سرگرمی جزیره نشین
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


امروز كشور عزیز ما از لحاظ پیشرفت با بیست و بیست‌وپنج سال قبل قابل مقایسه نیست